درود
به لطف دوستان البته
مخصوصآ
مزدک و محمود و مجتبی
و........
به لطف دوستان البته
مخصوصآ
مزدک و محمود و مجتبی
و........
بعد از ۶ سال بآلاخره میخوام "بهار کی میاد؟!" و کار کنم.
فیلمی که این همه سال تمومه روحمو در بر گرفته بود.
این همه جون کندم اما این واسه خودم یه چیز دیگه بود نه یه داستان معمولی و نه مثه این انیمیشن آخری یه کار سیاسی این یه قصه ی شخصی بود
قصه ای که تو تمومه این سالها تو دلم داشت فریاد میزد وتو آرشیوه وبلاگم داشت اشک میریخت
شنبه شروع میکنم یه ۲۰ نفرم عوامل دارم که ۳ هفته است از جون دارن مایه میذارن.
نمیخوام برام دعا کنین چون هیچ عقیده ای بهش ندارم. فقط امیدوارم زحمتهای بچه هام بی ثمر نشه که میدونم نمیشه.
از میان بدنت میگذرم
بدانسان که از میان جنگل
بسان گذر گاهی کوهستانی مشرف به پرتگاه
من از لبه تیز اندیشه هایت میگذرم
و سایه ام در شگفتی پیشانی سپیدت فرو می افتد و
تکه تکه میشود. اوکتاویو پاز
من سعیدی ام راستی
saeidi
اصلآ هم جالب نبود
در تنت زورق را میجویم "
به طوفان در افتاده در بیکرانه ی شب "
ادامه میدهم
هر روز
همه آنچه را که
به تمامی از آن متنفرم/.